![]() جهت دانلود آلبوم نقاشیهای استاد محمود فرشچیان اینجا را کلیک کنید
جهت دریافت جزوه آموزشی به آدرس زیر مراجعه نمایید
http://www2.rapidupload.com/d.php?file=dl&filepath=32587 باتشکر حمید رابعی
موسيقي كلمات
هنرمند فصيح و بليغ، در به كارگيري واژهها و استخدام تعابير و ساختارجملات، به تأثير گذاري آهنگ كلمات در دل و جان شنونده و خواننده دقتميكند و از اين موسيقي كلامي در نفوذ در اعماق روح مخاطب، بهرهميگيرد. يكي از رموز دلنشيني و اثرگذاري و جاذبة كلام علوي در همين نكته نهفتهاست. عرب زبانان اديب و نكته سنج، به اين حقيقت بيشتر واقفند و از آن لذّتميبرند. در اينجا به توصيف يكي از برجستهترين ادباي عرب زبان مسيحي ازكلام مولا اشاره ميكنيم، كه خود شيفتة هنر بياني آن حضرت است. آري...«جرج جرداق». وي دراينباره مينويسد: علي بن ابيطالب، از ذوق سرشار هنر و بيان زيباي سخن آنچنانبهرهاي دارد كه او را در روزگاران از ديگران ممتاز ساخته است.... نقل اين سخن گر چه طولاني شد، ولي كلام اديبي هنرمند و اهل ذوق استكه شيفتة مقام انساني و بلاغت ادبي و شخصيت عظيم آن امام همام است ودربارة آن حضرت، كتابي عظيم نگاشته است، و اعتراف او به جايگاه رفيعكلماتِ آهنگين و دلنشين علي(ع)، براي ما حجّت است. كلمات علي(ع) به زبان عربي است. آنچه هم از آهنگ واژهها و موسيقيكلمات و هماهنگي تعابير و دلنشيني تصاوير گفته شود، براي عرب زبانان وآشنايان به ادبيات عرب ملموس است. ترجمة فارسي سخنان امام، هرگزمنتقل كنندة آن زيباييهاي واژگاني نيست. هر چند برخي از نويسندگانكوشيدهاند تا ترجمهاي شيوا و ادبي و آهنگين از نهجالبلاغه ارائه دهند، امّااين كپيها هرگز با اصل برابر نيست. حضرت در پيامي نظامي به فرزندش محمد حنفيّه چنين دستور ميدهد: كوهها اگر پراكنده شوند، تو پابرجا باش، دندانها را برهم بفشار، كاسةسر را به خداوند واگذار، پاي را بر زمين استوار كن، به آخرين صفدشمن چشم بدوز، هيبت دشمن را از نظر دور كن و بدانكه پيروزي ازجانب خداي سبحان است. هنر خط خوشنويسي يكياز هنرهاي رايج همة دورهها بوده است و خطاطانهنرمند، بسياري از كتابها، كتيبهها، لوحها، فرمانها و معابد و مساجد را عرصةهنرنمايي خويش ساختهاند.هنر خوشنويسي، هم نشانة ظرافت روح و زنده بودن حسّ زيباشناسي وزيبا آفريني است، هم به آثار مكتوب، جلوه و جلاي ماندگار ميبخشد و همبراي خطاطان، منشأ درآمد و تأمين معاش است و آنچه در اين هنر مهمّ است،شناخت سطح و خطّ و حسن تركيب كلمات و توازن حروف و آراستن فضايخالي و امتداد كلمهها و فاصلة سطور و راستبودن خطّ است. علي(ع) در تشويق به خوشنويسي فرموده است: عليكم بِحُسْن الخطِّ فانّه مِن مفاتيحِ الرِّزِِ. بر شما باد «خطّ زيبا»، چرا كه آن از كليدهاي روزي است. آنچه مهمّ است، شناختن و به كار بستن معيارها و موازينِ زيبايي خطّ استو در برخي روايات به آنها اشاره شده است. حتّي از زبان پيامبر اكرم(ص) نيزاينگونه روايات نقل شده است: در ظرف مركّب (دوات) ليقه بينداز، قلم را به صورت مايل بر صفحهقرار بده، حرف باء در «بسمالله» را بر كرسي بنشان و «سين» را مشخّصكن، حرف «ميم» را كور مكن (و آن را به صورت توخالي بنويس) وكلمة «الله» را زيبا و نيكو بنويس، «الرحمن» را كشيده بنويس و«الرحيم» را آشكار بنگار. نكات مطرح شده در اين حديث، از نظر خطاطان هنرمند بسيار حائزاهميت و دقيق است. ذوق و اهتمام خوشنويسان در طول تاريخ در نگار متونمذهبي بويژه قرآن و بخصوص «بسمالله»، هميشه آثار ارزشمند و جاويدانآفريده است و گاهي هنرمندان ما نمايشگاهي از تابلوهاي زيباي خود راعرضه ميكنند كه «بسمالله الرحمن الرحيم» را به شكلهاي مختلف و با ابداعاتو نوآوريهاي خطاطي نگاشتهاند.نظير اين توصيه دربارة چگونگي قلم و نحوة نگارش حروف و تركيبكلمات و سطور، در رواياتي از اميرالمؤمنين(ع) هم روايت شده است. از آن حضرت است كه: خطّ، نشانه است، هر چه واضحتر باشد نيكوتر وزيباتر است. آن حضرت به شخصي نگاه كرد كه «بسمالله الرحمن الرحيم» مينوشت،فرمود: آن را نيكو بنويس، هر كه بسمالله را خوب بنويسد آمرزيده ميشود. در توصيهاي كه علي(ع) به كاتب خود «عبيدالله بن ابيرافع» در موردنحوة نگارش داشت، چنين فرمود: اَلِقْ دَواتك وَ اَطِلْ جِلْفَةَ قَلَمِك و فَرِّجْ بينَ السُّطور وَ قَرْمِطْ بينَ الحروفِ،فانّ ذلك اَجْدَرُ بِصَباحة الخَطِّ. در دوات خود ليقه بينداز، نوك قلم را دراز بگير، ميان سطرها را فاصلهبينداز، حروف را نزديك به هم بنويس، كه مراعات اين نكات، براي زيباييخطّ نيكوتر است. دقت عليبن ابيطالب(ع) به چگونگي مركّبِ خطاطي و نوك قلم و فاصلةسطور و نزديكي حروف و تركيب زيباي كلمات و نقشي كه اين امور در پديدآوردن زيبايي براي خطّ دارد از اين حديث مشهود است و جلوهاي از روحهنري آن امام را نشان ميدهد.آنچه خوانديد، نگاهي گذرا به برخي از جلوههاي هنر در سخنان علي(ع)بود و بيشك، مصاديق و نمونهها به اين موارد منحصر نميشود. مثلاً كاربردرنگ در كلام و نگاهي كه يك سخنور به دنياي رنگها دارد، هنرمندانه است.در احاديثِ آن حضرت، توصيفاتي كه براي به كار گيري رنگهاي مختلفوجود دارد، جاي تأمل و بررسي است.همچنين نقش حكايت و داستان به عنوان يكي از هنرها نبايد مورد غفلتقرار گيرد. آن امام در نهجالبلاغه در موارد متعدّدي به بيان هنرمندانةسرگذشت اشخاص و اقوام و گروهها ميپردازد و در دلنشين و مؤثر ساختنبيان خويش بر مخاطبان از اين عنصر بهره ميگيرد. اين موضوع نيز حايزاهميّت است.اگر هنر رزم را هم يكي از هنرها بهشمار آوريم ـ كه واقعاً نيز چنين است ـنحوة جنگاوريهاي آن حضرت و هنر رزميدنش در ميدانها با هماوردها، نيزسخنان، پيامها و نكتههاي رزمي كه دارد از اهميّت خاصّي برخوردار است. انسان زيستن و روح را لطيف ساختن نيز هنر مردان خداست كه علي(ع)در اين عرصه هم به هنرها آراسته است. به دليل رعايت اختصار، از اينموضوعات چشم ميپوشيم و به همين مقدار بسنده ميكنيم.
خدا را با خدا، نه با غير او، ميتوان شناخت
در اينجا يك مسألة ديگر عرض وجود ميكند، و آن اين ميباشد كه چگونه خدا را با خود خدا بشناسيم؟ اينهمه اخباري را كه دلالت ميكند انسان نميتواند خدا را بشناسد، انسان به ذات خدا نميتواند پي ببرد، چه بايد كرد؟ خدا را از آثار خدا ميتوان شناخت، آن هم معرفت اجماليّه نه تفصيليّه. زمين، آسمان، سبزه، آب، از ذرّه تا كهكشان، از پشّه تا فيل خدا نما هستند. اينها چون آيت خداوندي ميباشند، هر يك بقدر گسترش وجودي خويشتن خدا را نشان ميدهند. قرآن هم دعوت به رجوع به آثار مينمايد. و از اينجاست كه تَفَكَّرُوا فِي ءَالاَ´ءِ اللَهِ؛ وَ لاَ تَتَفَكَّرُوا فِي ذَاتِ اللَهِ3 نشأت گرفته است. «تفكّر كنيد در نعمتهاي خداوند؛ و تفكّر منمائيد در ذات خداوند!» از طرف ديگر داريم كه خدا را با موجودات نميتوان شناخت؛ خدا را بايد با خود خدا شناخت. و روايات بسياري هم در اين باب آمده است كه انسان ميتواند به خود خدا معرفت پيدا نمايد. أميرالمومنين عليه السّلام خطبه ميخواند. يكي سؤال كرد: يَاأَمِيرَ الْمُؤْمِنينَ! هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ؟! «اي اميرمومنان! آيا تو پروردگارت را ديدهاي؟!» فرمود: كَيْفَ أَعْبُدُ رَبًّا لَمْ أَرَهُ؟! «من چگونه بپرستم پروردگاري را كه او را نديده باشم؟» سپس براي توضيح مطلب ميفرمايد: لاَ تَرَاهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الاْبْصَارِ؛ وَلَكِنْ تَرَاهُ الْقُلُوبُ بِحَقَآئِقِ الاْءيمَانِ. «خدا را چشمها با مشاهده و رويت بصري نميبينند، وليكن دلها او را با حقائق ايمان ميبينند.» در آيات كريمة قرآنيّه، بيش از بيست مورد داريم كه دلالت دارد بر آنكه بشر به شرف لقاء خدا ميرسد و وي را ملاقات ميكند. ميان اين دو دسته از اخبار، علماء دچار مشكلهاي شدهاند و ميگويند: حلّ اين مسأله را چطور ميتوان نمود؟! دستهاي بر آن شدهاند كه اخباري كه دلالت دارد بر عدم امكان رويت و ادراك او و معرفت به او درست ميباشد؛ بنيآدم بهيچوجه من الوجوه راهي به معرفت ندارد، نه معرفت اجماليّه و نه تفصيليّه. مخلوق كجا و خالق كجا؟ أيْنَ التُّرابُ وَ رَبُّ الاْرْبابِ!؟ «خاك را چه مناسبت با پروردگار پرورش دهندگان!؟» |






